ورود به سایت
تبت نام

  • تاریخ انتشار : 1395/08/08 - 12:01
    پدر، مادر و نوجوانان
    هر پدر و مادری باید دنیای نوجوانی را بشناسند و آن را درک نمایند.دوران نوجوانی از قدیم الایام دورانی دشوارتر از سالهای کودکی محسوب می شده و...

    اینک به طور فزاینده ای با این نگرانی و پرسش والدین مواجه می شویم که چرا نوجوان و یا جوانشان جذب افراد ناباب شده است؟ این والدین متحیر و پریشانند از اینکه نوجوانشان با وجود مراقبت شدید آنان جذب دوستان ناباب شده و رفتار و اعمالشان به شدت عوض شده است. آنان می پرسند چرا فرزندشان که در کمال مراقبت، پرورش یافته و در دوران کودکی همه از او به عنوان بچه ای مؤدب و با نزاکت یاد می کردند، اینک به یکباره چنین پرخاشگر و

    شرور شده است؟

    برای پاسخ به این پرسش هر پدر و مادری باید دنیای نوجوانی را بشناسند و آن را درک نمایند.دوران نوجوانی از قدیم الایام دورانی دشوارتر از سالهای کودکی محسوب می شده است. به گونه ای که دوره نوجوانی را دوران طوفان و تنش شدید و دوره توانایی فوق العاده جسمانی، عقلی و عاطفی دانسته اند. در این دوره احساس نوجوان این است که دیگر آن کودک سابق نیست و چیزهایی را احساس می کند که در گذشته نسبت به آنان این احساس را نداشته و یا قادر به انجام اموری است که سابقا از انجام آنها ناتوان بوده است.

    به طور کلی ویژگیهای نوجوانان را می توان به قرار زیر مشخص نمود:

    از نظر بدنی در حال دگرگونی و تحول، از لحاظ عاطفی نابالغ، از جهت تجربه محدود و از دیدگاه فرهنگ تابع محیط است.

    همه چیز می خواهد، اما در واقع نمی داند چه چیزهایی باید بخواهد.

    فکر می کند همه چیز می داند اما در واقع چیزی نمی داند.

    نه از مزایای کودکی بهره می برد، نه از امتیازات بزرگسالی.

    مدام در رؤیا و تخیل زندگی می کند اما همیشه با واقعیات روبه رو است.

    اکثریت دختران و پسران در طی دوران نوجوانی دستخوش دگرگونیهای زیستی و بدنی می شوند و تقریبا طرح دایمی چهره و بدن آنان نمایان می شود. در این دوران آنچه چشمگیر است قد کشیدن، ازدیاد وزن و ظهور ویژگیهای جنسی در دختران و پسران می باشد. رشد بدنی با دگرگونیهای فیزیولوژیکی به مانند رشد دستگاه تنفس، گردش خون و هر گونه دگرگونی حاصل از سوخت و ساز ارتباط دارد. در این مرحله استخوانهاو ماهیچه ها رشد سریعی دارند و تناسب رشد اندامها و شکل قیافه دگرگون می شود به این معنی که ساقهای پا نسبت به تنه سریعتر رشد کرده و در طول سالهای بعد دستها و پاها به اندازه نهایی خود می رسند.

    ظهور بلوغ جنسی نقش مهمی در زندگی نوجوان به عهده دارد، زیرا در او توانایی فعالیتهای جنسی را به وجود می آورد. دگرگونیهای فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی وضع کاملاً تازه و مشهودی را در دختران و پسران ایجاد می کنند و این دگرگونیها سرآغاز زندگی بزرگسالی به شمار می آیند. بلوغ جنسی با ازدیاد ترشح هورمونها و تظاهرات آن آغاز شده و غالبا با رشد سریع قد و وزن همراه است و معمولاً چهار سال ادامه دارد.

    هنجار بلوغ جنسی برای اکثر دختران میان 9 تا 11 سالگی است در صورتی که برای اکثر پسران میان 11 تا 15 سالگی می باشد. بنابراین به طور متوسط معمولاً پسرها دو سال دیرتر از دختران به جهش نمو و بلوغ می رسند. البته امروزه بر اثر بهبود شرایط زندگی، بهداشت و تغذیه بهتر، بلوغ غالبا زودتر از گذشته حاصل می شود. و وقتی نوجوان بالغ می شود اندیشه و احساس او نسبت به مسایل جنسی شدت بیشتری می یابد. هر چند نوجوانان واکنشهای متفاوتی نسبت به پدیده بلوغ از خود نشان می دهند اما دگرگونیهای نوظهور بدنی گاهی موجب تشویش و نگرانی بسیاری از آنان می شوند.

    مهمترین دگرگونیهای بدنی در دوره نوجوانی ظهور ویژگیهای نخستین و ویژگیهای ثانوی است. منظور از ویژگیهای نخستین توانایی در امر تولید مثل است. ویژگیهای ثانوی عبارت است از رویش ریش و سبیل و دو رگه شدن صدا در پسران و بزرگ شدن سینه و لگن خاصره در دختران. گر چه پسرها به طور متوسط دیرتر از دختران بالغ می شوند اما در این زمینه تفاوتهای فردی زیادی وجود دارد. پسران دیررس به لحاظ سازگاری با محیط با دشواریهای خاصی روبه رو می شوند. پسران دیررس مضطرب و پرحرفند، خجالتی ترند و ساده و طبیعی رفتار نمی کنند. آنان در عین حال بی قرارند، رفتاری تحکم کننده دارند و توجه طلبند ومعمولاً در میان همکلاسی های خود از محبوبیت کمتری برخوردارند. حال آنکه پسرهای زودرس از اتکا به نفس و استقلال بیشتری برخوردار می باشند.

    در مورد دختران، تأثیر سرعت رشد بر شخصیت آنان آنچنان چشمگیر نیست. از آنجایی که دختران زودرس در سالهای آخر دبستان رشد بیشتری نسبت به همکلاسی های خود دارند، ممکن است در این رابطه با مشکلاتی روبه رو بشوند. اما آنان در دوره راهنمایی معمولاً در میان همکلاسی های خود از اعتبار بیشتری برخوردار می شوند و در فعالیتهای مدرسه نقش رهبری را بر عهده می گیرند. در این مرحله روابط دختران دیررس همانند پسران دیررس با والدین و همسالان خود ممکن است رضایت بخش نباشد.

    برخی از پدر و مادرها با مراقبتهای شدید و برقراری محدودیتهای طاقت فرسا، اجازه رشد به فرزندان خود نمی دهند. آنان به بچه های خود اعتماد نکرده و هرگز اجازه نمی دهند کودکشان به دلخواه خود عمل کند. آنان حتی در انتخاب نوع و رنگ لباس، نوع غذا و ... عقیده خود را به بچه شان تحمیل می نمایند.

    تعدادی دیگر از پدر و مادرها با مهر و محبت و ناز و نوازش غیر متعارف و غیر قابل قبول جلوی رشد طبیعی کودکان خود را می گیرند. اینگونه والدین اجازه انجام هیچ کار و عملی را به بچه های خود نمی دهند، از ترس اینکه مبادا خطری متوجه آنها شود.

    عده ای از پدر و مادرها با تحقیر و سرزنش بچه خود و ناتوان خواندن او اینگونه به او القا می نمایند که او از انجام هر کاری و در انجام هر کاری ضعیف و ناتوان است.

    تعدادی دیگر از والدین بدون توجه به توان واقعی بچه های خود و بدون ارزیابی صحیح استعدادها و تواناییهای فرزندانشان و توقع بیش از حد توان آنها، اهدافی را برای فرزندان خود معین می نمایند که رسیدن بدان اهداف برای کودک غیر ممکن و یا بسیار سخت و بعید است. این دسته از والدین با دادن قول و وعده خرید وسیله مورد علاقه کودک یا وعده دادن جایزه به او، در کودک خود ایجاد انگیزه می نمایند تا او برای رسیدن به آن هدف با تمام وجود تلاش نماید. اما بدیهی است چون هدف دور از دسترس می باشد، کودک با شکست مواجه می شود. چنانچه این شکستها و ناکامیها مرتبا تکرار شوند و ظرف خاطرات کودک را پر بنمایند طبیعی است که پس از مدتی اینگونه به آن کودک القا می شود که ضعیف و ناتوان بوده و قادر به رسیدن به هیچ هدفی نمی باشد. بنابراین او پس از مدتی، خودباوری و اعتماد به نفسش را از دست خواهد داد.

    عده ای دیگر از والدین، در مقابل چشمان بچه هایشان، تمامی مشکلات زندگی خود را به گردن بچه ها و به دلیل تولد آنان می اندازند و همه بدبختیها را حاصل وجود آنان تلقی می کنند. بدیهی است چنین کودکانی خود را «بد» بدانند و خود را مخل آسایش و آرامش پدر و مادرشان محسوب بدارند.

    بدینگونه چنین افرادی در سنین نوجوانی و یا جوانی، با احساس حقارت و خودکم بینی، در مدرسه و کوچه و محل به دنبال تکیه گاهی می گردند. آنان به دنبال کسانی هستند که چون خودشان نبوده و نیستند. به دنبال کسانی که نمی ترسند، پرخاشگرند و با همه درگیر می شوند و در این میان بسیارند نوجوانان و جوانانی که جذب افراد شرور و خاطی می شوند. افرادی که از هیچ چیز و هیچ کس نمی ترسند. از معلم، مدیر، پلیس، پدر و مادر و از هیچ کس دیگری حرف شنوی ندارند. افرادی که همه قوانین و قواعد اجتماعی را نادیده گرفته و همه هنجارهای اجتماعی را می شکنند. آنان افرادی قلدر و زورگو هستند، از مدرسه فراری بوده و دست به یک اعمالی می زنند که از نظر نوجوان و جوان ما اعمالی قهرمانانه محسوب می گردند و بدین ترتیب است که کودک خوب و سربه زیر دیروز ما، جذب یک چنین افرادی شده و از آنان الگو می پذیرد. او دیگر حرف والدین خود را نمی پذیرد. خواهر و برادر کوچکتر خود را آزار می دهد و رفته رفته پا، جای پای دوستان ناباب خود گذاشته و از مسیر درست منحرف می شود و چه بسا چنین کودکان خوب و سربه زیر دیروز و نوجوان امروزی به دام باندهای منحرف افتاده تنها به این دلیل که دختر و پسر نوجوان ما می خواهند خلأ شخصیتی خود را پر کنند.

     

    ارسال نظر




    chapta


    تازه های سایت
    بازیهای اندرویدی قاصدک
    صبر در کودک و رفتار متقابلانه ما...
    حضور محصولات و نوشت افزار قاصدک در جشنواره و نمایشگاه نوشت افزار ایرانی اسلامی
    عرضه محصولات نوشت افزار های جذاب و متنوع قاصدک برای شروع سال تحصیلی 96
    ایجاد امنیت در کودکان

    کلیه حقوق این سایت محفوظ و متعلق به محصولات نوشت‌افزار و سرگرمی قاصدک می‌باشد